مراقبه

ارسال شده در: مقالات | ۰

 

 

 

 

 

 

فن پایه

در مکانی به مراقبه بپردازید که مزاحمت های صوتی ، شلوغی ، ازدحام و نظایر آن در حد تحملتان باشد.

بی حرکت ، آرام ، متعادل و راحت بنشینید.

 

آرام ، نرم ، یکنواخت و با آهنگ ثابت تنفس کنید. از بینی بکشید و به درون شکم فرو دهید.

بگذارید توجه شما روی تنفستان متمرکز شود. این تمرکز می تواند بر دم و بازدم ، روی نوک بینی ، درون حفره های بینی یا کمی پایین تر از ناف در شکم واقع شود. چون تنفس باید « شکمی – دیافراگمی » باشد. قسمت پایینی شکم تمرکز مؤثری بر روی « آگاهی » پیدا می کند.

تعداد نفس هایتان را هنگام بازدم از یک تا ده بشمارید و بعد دوباره از یک شروع کنید. در بازدم اول شماره یک ، در بازدم دوم شماره دو ، در بازده سوم شماره سه و الی آخر . بعد از شماره ده … ده شماره یک تا ده را مجددا تکرار کنید . در تمام طول مراقبه شمارش را به همین منوال انجام دهید.

در مقابل انحرافات ذهنی که پیش می آید ، از فکرهای مختلف گرفته تا تصاویر گوناگون سعی کنید حالتی انفعالی و آرام داشته باشید. هر بار که متوجه شدید توجهتان از شمارش نفسها منحف شده است ، دوباره متوجه تنفس خود شوید و از شماره یک برای بازدم اول شروع کنید ، شماره دو برای بازدم دوم و شماره سه برای بازدم سوم و الی آخر. این کار را هر چند دفعه که لازم است تکرار کنید، در حالی که در تمام مدت حالت انفعالی و آرام خود ر حفظ کرده اید.

مهمترین این شرایط به زبان بودایی ها عبارت است از درست نشستن ، درست نفس کشیدن و درست هوشیار بودن. هر سه این عوامل باید در یک مراقبه رسمی وجود داشته باشد.

تنفس صحیح معنایش تنفس دیافراگمی است. تنفس دیافراگمی ، تنفسی است آرام ، آهسته و با ضرب آهنگ ثابت. کلمه «هماهنگ» سه صفت فوق را درباره تنفس بخوبی خلاصه میکند. به طور طبیعی در طول مراقبه جریان ورورد و خروج هوا ، حداکثر کاری که میکند این است که در کنار هوشیاری ، احساسی را در انسان برانگیزد.

در میان روشهای مختلف مراقبه که در شرق برای آرام سازی ذهن بکار برده می شود «آگاهی تنفس» مقام بالایی دارد. این روش را هندوها ، تائوئیسها و بوداییها مکاتب مختلف در هند ، تبت ، ژاپن و تمام مردمان نواحی جنوب شری آسیا بکار میبرند. در شنتهای آنان «مراقبه تنفسی» نه تنها با آرام سازی ملازمه دارد ، بلکه موجب بالا رفتن میزان سلامت ذهن و جسم می گردد. علاوه بر اینها تنفس با فن شفابخشی روحی هم مرتبط است. ما تنفس را در تصوف اسلامی هم می بینیم و به عنوان بخشی از نیایش های تفکر آمیز مسیحی بخصوص در کلیسای ارتدکس شرقی نیز به آن بر می خوریم.

بهترین موضوع برای مراقبه

بنابر دلایلی قانع کننده تنفس موضوعی عالی برای مراقبه به شمار می رود ، حتی بعضی ها تنفس را بهترین موضوع برای مراقبه می دانند. دلایلی که برای این ادعا وجود دارد طیف گسترده ای را تشکیل می دهد که از دلایل عملی تا دلایل عمیق تر و مهمتری را شامل میشود.

مراقبه تنفسی بیشتر از آن جهت واجد ارزش است که در تحقق بخشیدن به تمام اهدافی که از مراقبه انتظار می رود اثر دارد.

مزایای مراقبه تنفسی عبارت است از: انرژی بیشتر، سلامتی فراوانتر ، اعصاب قوی ، آرامش عمیق ، سکون ، روشنی ذهن ، تسلط بر فکر و احساس ، بالا رفتن قدرت تمرکز ، ایجاد نیروهای روحی ، قدرت روانی و هوشیاری عرفانی.

صدها سال است که مذاهب روانشناختی شرق به اهمیت تنفس هماهنگ در کسب سلامتی و آرامش پی برده و بین عملکرد تنفس و مراحل مختلف هوشیاری تاثیر متقابلی پدید آورده اند. موقعی که خشمگین میشویم یا به هیجان می آییم شروع می کنیم به تنفس سریع ، پر سروصدا و مقطع ، و بر عکس وقتی آرام و آسوده ایم تنفس مان آهسته ، بیصدا و یکنواخت است. در لحظاتی بحرانی یا پر جنب و جوش ما اغلب نفس خود را حبس می کنیم. این ارتباط میان تنفس و جنبه ی احساسی زندگی ، هم در خود ما قابل مشاهده است و هم در دیگران.

فرزانگان مشرق زمین این ارتباط را مشاهده کرده و متوجه شده اند که با منظم کردن تنفس می توان به مراقبه کمک کرد ، یا اینکه خود تنفس را به صورت موضوعی برای مراقبه در آورد.

این روش حالات آرامیدگی عمیقی ایجاد میکند و بنابر مطالعات «دکتر هریرت بنسون» موجب بروز واکنش آرامشی ( یعنی واکنشی که در حالت آرامش در انسان بروز میکند ) میشود.

مراقبه تنفسی بدن و ذهن را آرام میکند. آگاهی تنفسی شاید برای کسانی که هدف اصلی شان آرامش روحی و جسمی است بهترین نوع مراقبه باشد. آگاهی خالص ناشی از تنفس دیافراگمی آهسته اعصاب را آرام و قوی میکند. و برای ذهن و عضلات بدن آرامشی را به ارمغان می آورد که از حبث عمق و کیفیت بسیار قابل توجه است.

آگاهی حاصل از تنفس دیافراگمی موجب ایجاد این احساس در انسان میشود که گویی گره های انقباضی از عضلات گشوده میشود. و گره ها و پیچیده گی هایی که در همشیاری پدید آمده است زائل میگردد. کسی که به مراقبه می پردازد پس از چندی دیگر نمی گوید : «من نفس میکشم» بلکه احساسش به گونه ای است که انگار میخواهد بگوید «من تنفس میشوم» آنگاه بتدریج حس «من» از این معادله حذف میشود و فقط «نفس کشیدن» باقی می ماند. اینها از لحاظ روانشناسی دقیقا همان شرایط رها شدن از «خود» است که به اعتقاد استادان عرفان برای کسی که بخواهد از «خود – محوری» خارج شده و در ورای «خود» فردی «خود» واقعی را درک کند بسیار مهم است.

آگاهی تنفسی بعنوان روشی برای رهنمون شدن سالک طریق به بالاترین مدارج هوشیاری و نیز به سلامت بیشتر و آرامش عمیق تر بکار میرود.

همچنین در این مورد که چرا تنفس موضوع بسیار خوبی برای مراقبه است دلیل بسیار عملی تری نیز داریم. تنفس با ما به همه جا می آید و همیشه در دسترسمان قرار دارد. تنفس نزدیکترین رابطه را با حیات ما دارد. ما میتوانیم چندین روز بدون آب و غذا زندگی کنیم ولی بدون هوا فقط چند دقیقه قادر به ادامه حیات هستیم. اگر چه تنفس بطور غیر ارادی در سراسر عمر عمل میکند ، لکن عملکرد آن تحت کنترل دستگاه عصبی ارادی و غیرارادی هر دو قرار دارد. ما خواه ناخواه باید نفس بکشیم و دستگاه عصبی غیرارادی ما بر این امر که ریه ها و سایر اعضای تنفس به داخل کردن ، فرآوری و خارج کردن هوا ادامه دهند ، نظارت دارد. با این همه به ما این قدرت داده شده است که تنفس مان را آهسته تر کنیم ، به سرعت آن بیفزائیم و حتی به هنگام شنا کردن ، آواز خواندن و اجتناب از تنفس بوهای مضر و نظائر آن اتفاق می فتد. همین قدرت تنظیم است که یوگیها برای تحقق اهدافشان از آن بهره میگیرند.

یک تمرین ساده

شما بیحرکت بنشینید. یادتان باشد که سر ، گردن و پشت را در حالت تعادل و روی یک خط نگه دارید. بعد نسبت به تنفس خود آگاه شده و خود را با آن تطبیق دهید. هوا را به داخل ریه بدهید و پس از یک مکث کوتاه ، هوای مصرف شده را از ریه ها و مجاری تنفسی بیرون دهید. یک مکث کوتاه دیگر و شروع دور دوم تنفس.

آغاز ، میانه و پایان دم و بازدم ، همه باید در عرصه آگاهی قرار داشته باشد. اگر ملاحضه کردید که در حین تمرین توجهتان به این سو و آن سو میرود آن را به موضوع مورد مراقبه باز گردانید و مجددا آگاهی بی وقفه ی خود را پی بگیرید. این سو و آن سو پرسه زدن کانون توجه ، چاره ناپذیر است و باید آن را بدون دغدغه و تشویش و با آرامش پذیرفت. پس از اندکی کسب تجربه در مراقبه ، توجه انسان بطور خودکار و بدون زحمت به کتنون خود یعنی تنفس باز میگردد.

شمارش را روی هر دم ، دم و بازدم میتوان انجام داد. شمارش کردن به تمرکز کمک میکند و توجه را از پرسه زدن به این سو و آن سو باز میدارد.

موقعی که در حین تمرین به بهترین قسمت آن که متمرکز کردن کانون توجه است میرسیم دستورالعمل ها با هم تفاوت پیدا میکنند. تمام فرآیند دم و بازدم میتواند کانونی برای تمرکز و آگاهی باشد. ولی معمولا بخش حفره های بینی در بعضی از مکاتب مراقبه برای تمرکز به سایر نقاط بدن ترجیح داده میشوند. ولی معمولا شکم متداولترین نقطه برای تمرکز هشیاری قلمداد میشود. اگر به داخل شکم تنفس کنید ( یعنی تنفس دیافراگمی انجام دهید) در اطراف و پایین ناف احساس حرکت میکنید و خود ناف و یا کمی زیر آن مرکز توجه شما میشود.

آرزوی بهترین ها برای شما دوست عزیز

موفق باشید         

ارسال پاسخ